محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
287
خلد برين ( فارسى )
هدايت بيك و قاسم بيك مهردار دست اقتدار گشاده بنياد ظلم و طغيان نهادند و از اين رهگذر كه خان رعيتپرور به داد مظلومان نمىرسيد اكثر رعايا در تفرقه و تشويش افتادند و هر گاه ابراهيم سلطان و امير غياث الدين محمد به زلال نصايح سودمند آبى بر روى بى - خبريهاى خان دادگر مىزدند متنبه نمىشد و از اين رهگذر جرات عصيان و طغيان خواجه على خان و ديگران از پيشتر بيشتر مىگرديد تا آن كه ابراهيم سلطان تاب بىخبريهاى برادر نياورده به بهانهء تمشيت بعضى از امور مرخص و متوجه درگاه خلايقپناه گرديد و در هفدهم ماه مبارك رمضان سال نهصد و بيست و چهار به دربار آسمان كردار پيوسته منظور نظر تربيت و عنايت خاقان جم اقتدار و به منصب جليل القدر مهردارى مهر همايون ممتاز و سرافراز گرديد و با آن كه از اطوار ناهنجار برادر بزرگوار پيوسته كوفته دل و آزرده خاطر [ 60 ] بود از راه سلامت نفس و خيريت ذات چون در خدمت خاقان گردون منزلت راه سخن مىيافت مقابح كردار امير خان را در لباس محاسن اطوار ، منظور انظار كيميا آثار گردانيده سلسله جنبان عنايت بىغايت نسبت به وى مىگرديد تا رفته رفته تبديل لقب سلطانى وى را به خانى استدعا نموده مسئول به قبول موصول و در آن باب حكم همايون به مهر مهر آثار نافذ گرديد . اما وصول نشان لازم الاذعان نيز دامنزن آتش جلال خان عالى - شان گرديده يكباره دست از مراعات عجزه و زيردستان كشيد و بنا بر آن كه مولانا نظام الدين طبسى كه معلم شاهزادهء مظفر لوا طهماسب ميرزا و از جملهء مقربان خان بىپروا بود به اميد آن كه شايد سر كردهء ارباب عمايم شود ، اكثر اوقات محاسن افعال جناب صدارت مآب را در كسوت مقابح اعمال جلوه مىداد و خدمتش را به تصرف در اموال اوقاف متهم مىداشت امير خان نسبت به آن صدر عالى شان يكباره از در بىالتفاتى درآمد ، و چون خدمتش را طاقت حمل آن خفت نبود صورت حال را به ايستادگان كرياس گردون مماس اعلام نمود . لاجرم مقربان بساط قرب به تجديد حكم همايون حاصل نمودند كه